تبليغاتX
تنهایی رفت غم امد

تنهایی رفت غم امد

تا جوانی رسد غم,درد و عاشقی...با هم رسد

 

اگه یه روز به ارزو هات نرسیدی و رؤیاهای قشنگت

همه نقش بر آب شد یا مشکل خیلی بزرگی توی زندگی

برات پیش اومد که احساس کردی دنیا برات به آخر رسیده .

به این فکر کن که فردا هم یه روز ِ دیگه ست

روزی که میتونه از آنِ تو باشه تا دوباره زندگی رو زیبا ببینی .

 تو لحظه های سختِ زندگی با خودت کنار بیا تا اون روزها بگذرن .

گذر زمان مرهمی بر آلام ِ روحیِ ماست

                      پس صبر را پیشه خود سازیم

 

+ نوشته شده در  ساعت 0:32  توسط علیرضا  | 

بیا احساس مون رو جدی بگیریم، با عقل و منطق حرف بزنیم،

حرف هامون رو فراموش نکنیم، با چشمهامون بخندیم.

 من و تو بزرگ تر از یه درخت، یه خونه، دو تا صندلی،

 یه ماشین یا هر چیز دیگه ای هستیم ... بیا به همدیگه احترام بذاریم.

 بیا همدیگه رو دوست داشته باشیم.....فکر میکنی میتونیم......

+ نوشته شده در  ساعت 0:14  توسط علیرضا  | 

ما که بختمون از اول بخت بد بیاری بود اخر روز های خوبمون گریه زاری بود

 روز های بد میرنو روز های بد تر میان از دل غم زده من نمی دونم چی می خوان

روزگار چرخیدو من اسیر درمان شدم تو بد بیاریام راهی زندان شدم

خلاصه ای روزگار خنجرت رو به ما زدی ولی من با این غذل می گم که اشتبا زدی

حالا اشک خون به چشم اینو واست می خونم الهی دستت بشکنه که خنجرت خورد به جونم

+ نوشته شده در  ساعت 0:39  توسط علیرضا  | 

سلام کسی که تو دلم درخشید من دیگه دوستت ندارم ببخشید

بهتره نپرسی علتش رو چون خودت ندادی فرصتش رو

بهتره این نامه اخر باشه فکر کنم این واسه ما بهتر باشه

من واسه کسی که دوسش ندارم نمی تونم شاخه گل بیارم

 نه مهربونی نه واسم می خندی هر دری رو میزنم می بندی...

+ نوشته شده در  ساعت 23:46  توسط علیرضا  | 

خبر اوردن که امده ای از سفر بعد سال های دراز

باز هم دل هوای عشق تو کرد چو کبوتر که می کند پرواز

تو که رفتی ترک من کردی با چه پایی به دیدنت ایم...

ای یار تو که با دیگری هم اغوش گشته ای بی تو من سال هاست تنهایم

 از سفر خوش امدی...از سفر خوش امدی...

+ نوشته شده در  ساعت 23:1  توسط علیرضا  | 

نمی دونم کی بود...بذار کمی فکر کنم...یادمه...

اما نمی دونم چرا...اومدم سراغت...

گفتم دوستت دارم...

گذاشتم بزرگترین اتفاق زندگیم اینجا رخ بده...

حالا بگو چی داری بهم بدی

پر از غصه ام...

+ نوشته شده در  ساعت 14:58  توسط علیرضا  | 

روز هایم می گذرد با دلتنگی و لحظه هایم پر می شود از انتظار....

انتظار فرصتی دوباره که من و تو باز به هم  بر بخوریم....

+ نوشته شده در  ساعت 23:50  توسط علیرضا  | 

به یاد تمام لحظات با تو بودن٬و در حسرت تمام

 لحظات دور بودن از تو برایت دعا می خوانم.

که هرگز رنگ دو چیز را نبینی دلتنگی و حسرت دیدار را...

+ نوشته شده در  ساعت 10:56  توسط علیرضا  |